دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان

347

مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )

روايات با روايات زيادى كه بر استفاده از ميته دلالت مىكند ، تعارض دارد ؛ مانند روايت صيقل در شغل درست كردن غلاف شمشير از پوست گورخر مرده و روايتى كه بر جواز افروختن چراغ با روغن دنبهء جدا شده از گوسفند زنده دلالت مىكند ، و روايتى كه بيانگر آن است كه امام سجاد عليه السّلام پوستينى را كه از عراق آورده شده بود ( و از حيوان تذكيه نشده درست شده بود ) مىپوشيد و هنگام نماز درمىآورد ؛ و جاى اين بحث‌ها كتاب مكاسب است . بعضى گفته‌اند : قطع عضو رئيسى و اصلى انسان جنايت و ظلم بر اوست و اين كار جايز نمىباشد ؛ گويا گويندهء اين سخن مقصودش اين است كه قطع عضو مشمول ادلّهء حرمت جنايت و وارد آوردن ضربه و جراحت و بريدن ( بر بدن ) مىباشد ؛ ليكن پيداست كه اين ادلّه به جنايت بر غير اختصاص دارد و همهء آن‌ها مقيّد به آن است و اگر در ميان آن‌ها دليلى اطلاق داشته باشد ، حمل بر جنايت بر غير مىشود . و اما دربارهء ظلم به نفس - مانند مسئلهء اضرار به نفس است و حكم آن بررسى شد - مىتوان گفت كه صدق اين سخن در مورد بحث ضعيف است و آيهء وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ « 1 » ما به آنان ستم نكرديم ، خودشان به خويشتن ظلم كردند ، دلالت مىكند كه عهدهء شارع از اين كار بيرون است و بر عهدهء خود شخص مىباشد ، او خود به نفسش آگاه‌تر است . پس حرمت شرعى ثابت نمىشود . ادلّهء جواز دلايل جواز امورى است : 1 . آيهء ايثار ؛ وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ ؛ « 2 » و بر خودشان ايثار مىكنند ، هرچند بدان نيازمند باشند . استدلال به اين آيه در مسئلهء پيشين گذشت و در اينجا - در فرض مورد بحث كه درآوردن عضو موجب مرگ شخص نيست - اين اشكال كه آيه شامل ايثار به نفس نمىشود ؛ زيرا مضمون آن ايثار به نفس نيست ، بلكه ايثار بر نفس است ، وارد نيست و

--> ( 1 ) . نحل ( 16 ) آيهء 118 . ( 2 ) . حشر ( 59 ) آيهء 9 .